شرکت بایتدنس (ByteDance) در تاریخ ۲۵ اوت، از ابزار هوش مصنوعی اداری جدید خود با نام Doubao Work رونمایی کرد. این محصول که پیشتر به عنوان یک حالت کاری درون دستیار هوش مصنوعی Doubao فعالیت میکرد، اکنون به یک نرمافزار مستقل با کلاینت دسکتاپ اختصاصی تبدیل شده است. Doubao Work قادر است اسناد متنی، صفحات گسترده و ارائههای چندرسانهای بسازد، تصویر، ویدیو و صفحات وب تولید کند و حتی با کنترل مرورگر یا کامپیوتر ابری، به جستجو و پر کردن فرمها بپردازد.
رقابت سنگین در بازار ابزارهای اداری هوش مصنوعی
بازار ابزارهای اداری هوش مصنوعی در چین به شدت شلوغ و رقابتی شده است. پیش از این، شرکت تنسنت (Tencent) در ماه مارس ابزار WorkBuddy را معرفی کرد و علیبابا (Alibaba) نیز در اوایل اوت با ادغام چند سرویس خود، پلتفرم Qwen Office را راهاندازی نمود. همزمان شرکت کینگسافت (Kingsoft) به توسعه WPS Lingxi ادامه میدهد. در سطح بینالمللی نیز شرکتهای Anthropic با معرفی Claude Cowork و OpenAI با ادغام Codex در ChatGPT Work، مسیر مشابهی را در پیش گرفتهاند. این رقابت فشرده باعث شده تا غولهای فناوری چین در هفتههای اخیر تیمهای خود را حول محور هوش مصنوعی اداری بازسازماندهی کنند.
مزیت رقابتی: ادغام با اکوسیستم Feishu
مهمترین نقطه تمایز Doubao Work، پیوند عمیق آن با Feishu (پلتفرم همکاری سازمانی بایتدنس) است. کاربران با ورود از طریق حساب Feishu خود به این دستیار اجازه میدهند تا به تاریخچه چتها، اسناد، یادداشتهای جلسات، تقویمها و دسترسیهای سازمانی متصل شود. این ویژگی به Doubao Work یک «حافظه کاری» منسجم میدهد که مدلهای عمومی فاقد آن هستند؛ حافظهای که میداند هفته گذشته چه موضوعی بحث شده، مدیر چه تغییراتی اعمال کرده و پروژه در چه مرحلهای قرار دارد.
جنگ اکوسیستمها به جای جنگ مدلها
تحلیلگران معتقدند نبرد اصلی در این حوزه بر سر این است که مشتریان در حال حاضر از کدام اکوسیستم اداری استفاده میکنند. شرکتهایی که از ابزارهای تنسنت استفاده میکنند به سراغ WorkBuddy میروند، کاربران DingTalk به سمت Qwen Office جذب میشوند و تیمهای متکی بر Feishu، از Doubao Work استفاده خواهند کرد. تغییر و جایگزینی مدلهای هوش مصنوعی کار سادهای است، اما انتقال صدها هزار سند سازمانی، سوابق جلسات و سیستمهای دسترسی چندساله بسیار دشوار است. در حال حاضر، استراتژی Doubao Work بر این فرض استوار است که «دانستن جزئیات کاری کاربر» ارزشمندتر از داشتن «باهوشترین مدل هوش مصنوعی» است.